دلارو کن به تنهایی که از تن ها بلاخیزد...
برای انسانی اشک می ریزد زندگی به رنج کشیدن می ارزد... دکترعلی شریعتی آنها قادرند ناگهانی ؛ دیگر گریه نکنند ، دوست نداشتـه باشند ، و قید همه چیز را بزنند ... خانه آخرت ازمابدی آبادای کاش شهریارادم رفتن همه راحرف این است که دگرباره نزایادونمیرادای کاش.... هان شما ای برگ های زردپاییزی ببارید..........پاییزراتاپایان چقدرغم؟؟ چقدرمظلومیت؟؟ چقدراشک بایدریخت تامرحمی شودبراین داغ چقدرغم می توانددردلی تنگ جاشود چقدرمظلومیت برای مردی عاشق ومعشوق خداوند وچه اندازه حسرت... حسرت برشیاطینی که خودراانسان می انگارند این اولین توهین نبود آخرین هم نیست... این زمان زندانیان بینی به ظاهرزنده اما زندگی چون مرده بااینان فشارقبردارد بانگاهی پاک وذهنی به دورازفکربه گناه وسکوتی سنگین نزدمعشوق وفریادی مهیب درخلوت ازدوری اش وقلبی آکنده ازعشق عشق به "یک" معشوق نگذاردلت کاروانسراشود عاشق باش ولی عاشقی ات راجارنزن سکوت کن وصبر همه قلب هاازخداوندفرمان میگیرند... برای روشنتر شدن بحث، از «من» نوعی سؤال میکنیم: آیا عقل و فطرت و وجود تو، زیبایی را دوست دارد یا خیر؟ آیا هیچ انسانی وجود دارد که زیبایی را دوست نداشته باشد؟ ممکن است افراد در یافتن مصداق زیبایی تفاوت نظر و یا حتی اختلاف داشته باشند، اما هیچ کس نیست که عاشق «زیبایی» یا همان جمال نباشد. این عشق تبلور و تجلی همان عشق به «جمیل» است. چه کسی علم، قدرت، قوت، سلامت، رأفت، حکمت، جود، سخا، کرم ... و گاهی شدت، انتقام و ... را دوست ندارد؟! اینها همه عشق به هستی است. چون انسان عاشق هستی بخش است. همه این دوستداشتنیهای ما «اسماء» پروردگار عالم است. او حی است، ما نیز عاشق او و حیات هستیم. او علیم است. ما نیز عاشق او و علم که تجلی اوست میباشیم. او قادر، قوی، سلیم، رئوف، جواد، حکیم، سخی ... شدید، منتقم و ... است و ما نیز عاشق او تجلیاتش هستیم. خلقت تجلی و ظهور اسمای الهی است و همهی این مظهرات، عاشق مبدأ تجلی خود هستند. این که همه عاشق کمال هستند، ریشه در عشق آنها به کمال مطلق «الله» دارد. همه هستی را دوست دارند. چه کسی دوست ندارد که از خاکی بیارزش، مبدل به خلیفهی خدا بشود؟! «وَ إِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَئكَةِ إِنىِّ خَلِقُ بَشَرًا مِّن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ * فَإِذَا سَوَّیْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِن رُّوحِى فَقَعُواْ لَهُ سَاجِدِینَ» (الحجر – 28 و 29) ترجمه: و چون پروردگارت به ملائكه گفت: مىخواهم بشرى از گلى خشكیده از لایهاى سیاه خلق كنم * پس چون كار او را به پایان رسانیدم و از روح خود در او دمیدم باید كه برایش بسجده افتید خداوند متعال ما را خلق نکرده است تا گناه کنیم و به جهنم رویم. خودش که چنین نفرموده، پس ما چرا اجازه میدهیم تا از طرف او حرف بزنند. کی خداوند فرمود: تو را خلق کردهام تا گناه کنی و به جهنم روی؟! بلکه فرمود: تو را خلق کردهام تا مظهر کامل من باشی، تجلی نور من باشی، خلیفهی من باشی، محب و محبوب من باشی، عاشق و معشوق من باشی و ... . برای رسیدن به این کمالات، باید راهی را طی کنی و به علم و شناخت برسی. برای این طی این طریق، علم، قانون، چه باید کرد و چه نباید کرد، هادی، الگو و رهبر میخواهی. همهی اینها با من. تو خودت را اذیت نکن و به زحمت نیانداز. در ضمن یک سری چیزهایی وجود دارد که میتوانند موانع، سختیها و سدهای راه تو باشند، آنها را هم تماماً به تو معرفی میکنم تا هیچ غصه و نگرانی نداشته باشی. به رغم همهی اینها، ممکن است گاهی غفلتی هم بکنی و از مسیر خارج شوی. هیچ غصه نخور، بلند شو، برگرد و به راهت ادامه بده، خودم هوایت را دارم. چنان حمایتت میکنم که گویا اصلاً غفلت و خطایی صورت نگرفته است. حال با این شرایط، چرا «من» باید به شیطان اجازه دهم که به من القا کند که خیر! الا و لابد، تو به جهنم خواهی رفت! و با این القا مرا به هستی، به زندگی، به آینده، به سعادت ... و به رحمت خدایم نا امید کند؟! به آیات ذیل که فقط اشارهی کوتاهی به کثرت آیات مربوطه است دقت کنیم: «هُوَ الَّذی جَعَلَكُمْ خَلائِفَ فِی الْأَرْضِ فَمَنْ كَفَرَ فَعَلَیْهِ كُفْرُهُ وَ لا یَزیدُ الْكافِرینَ كُفْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ إِلاَّ مَقْتاً وَ لا یَزیدُ الْكافِرینَ كُفْرُهُمْ إِلاَّ خَساراً» (فاطر - 39) ترجمه: او كسى است كه شما را در زمین جانشین قرار داد، پس هر كس كافر شود كفرش علیه خود اوست و كفر كافران نزد پروردگارشان جز خشم بیشتر اثر ندارد و كفر كافران جز خسارت و زیان نمىافزاید. «وَ الَّذینَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَ مَنْ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللَّهُ وَ لَمْ یُصِرُّوا عَلى ما فَعَلُوا وَ هُمْ یَعْلَمُونَ» (آل عمران - 135) ترجمه: نیكان آنها (انسانها) هستند كه هر گاه كار ناشایسته از ایشان سر زند یا ظلمى به نفس خویش كنند خدا را به یاد آرند و از گناه خود به درگاه خدا توبه و استغفار كنند (كه مىدانند) كه هیچ كس جز خدا نمىتواند گناه خلق را بیامرزد، و آنها هستند كه اصرار در كار زشت نكنند چون به زشتى معصیت آگاهند. «قُلْ یا عِبادِیَ الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیمُ» (الزمر - 53) ترجمه: بگو اى بندگانم كه بر نفس خود ستم و اسراف كردید از رحمت خدا نومید مشوید كه خدا تمامى گناهان را مىآمرزد، زیرا او آمرزنده رحیم است. «قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونی یُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَ یَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحیمٌ» (آل عمران - 31) ترجمه: بگو اگر خدا را دوست مىدارید، پس مرا پیروى كنید تا خدا هم شما را دوست بدارد و گناهانتان را بیامرزد كه خدا آمرزگار و مهربان است. پس همه بحث از عشق و محبت و کمال و زیبایی است و به محض رو کردن، خطاها نیز همه بخشیده میشود. حال با این همه اگر کسی گفت: خدایا! من دلم نمیخواهد که از نعمات تو بهره ببرم، دوست ندارم که در مسیر درست حرکت کنم، مایلم افتان و خیزان خود را در مسیر هلاکت به آتش بیاندازم، رأفت و رحمت و کرم و جود و مغفرت تو را هم نمیخواهم! اما، تو بگو اصلاً چرا مرا خلق کردی که گناه کنم و به جهنم روم؟ دیگر مشکل خودش است و با میل و ارادهی خود این راه را میرود. این همان خطا و ابتلای شیطانی است که به انسان نیز القا میکند و اگر کسی به جای حرف خدا، حرف او را شنید و اطاعت کرد، به همان مرض دچار میگردد و به همان نتایج میرسد. «وَ الَّذینَ كَفَرُوا بِآیاتِ اللَّهِ وَ لِقائِهِ أُولئِكَ یَئِسُوا مِنْ رَحْمَتی وَ أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ أَلیمٌ» (العنکبوت - 23) ترجمه: و كسانى كه به آیات خدا و دیدار او كفر ورزیدند آنان از رحمت من مأیوسند و آنان عذابى دردناك دارند. گل نرگس آبروی دوعالم خیالت کی می رود زخیالم جمالت جلوه ی الله ... نگاهم کن من فدای نگاهت صدایم کن من فدای صدایت حلالم کن ای چکیده رحمت
اینجا: گناه آباد!!!.... ماآزموده ایم دراین شهربخت خویش بیرون کشیدبایدازاین ورطه رخت خویش... نگار من که بمکتب نرفت و خط ننوشت بغمزه مسئله اموز صد مدَرس شد ببوی او دل بیمار عاشقان چو صبا فدای عارض نسرین وچشم نرگس شد مادامی که مرتکب گناهی،خطایی و اشتباهی می شوم شایدازسربی تقوایی ازعواقب جهنم گناهم و ازتو نترسم امافکراین که قدمی ازتودورشوم دیوانه ام میکند... عشق جان مایه ی عمراست ومعشوق حقیقی خداست خداونداچگونه شکرت رابه جاآورم نه فقط بازبان که درعمل... خداونداشکرفرصتی راکه هرروز به من میدهی تابگویم "خدایادوستت دارم"را یاشکرسلامتی که به تک تک سلول های بدنم داده ای که اگرحتی فقط یک سلول بدنم سالم بود بازهم نمیتوانستم شکرت رابه جاآورم ویاشکرغمی که گهگاهی به قلبم عطا میکنی وبه واسطه این غم اشکی که جاری میسازی وبه واسطه این اشک بغضی که درگلومیشکنی وبه واسطه همه این ها کلمات زیبایی که درذهنم می آوری ومیشودشعر ومن هم شاعر... چگونه شکرت کنم بهترینم خوشبخت ترینم خوشبخت ترین روی زمینم باعشق خداسیرکنم درهمه عالم می ندانی که چه حالم باعشق کنم سیر دردشت کران تابه کران در آب گوارای روان در پینه دست پدران درمیکده چشم فلک می خورم ازمی سرمیکشم ازجام مست ابدی خالق محبوب دلم شاداب زایام بالیدن ها من به او می بالم فخرهادارم از او از دستش دست اولایق بوسیدن ها... آمدم ای شاه پناهم بده خط امانی ز گناهم بده ای حرمت ملجأ درماندگان دور مران از دَر و راهم بده لایق وصل تو که من نیستم إذن به یک لحظه نگاهم بده لشگر شیطان به کمین من است بی کسم ای شاه پناهم بده در شب اول که به قبرم نهند نور بدان شام سیاهم بده خدایا غلط کردم از ترم بعد درس میخونم نزدیک میشویم!!! خدایامظلومیت چقدر.... به حلقومت صدا که نه ولیکن دار می آید صدایت را نبری میثم تمار می آید ! دهان بستیم و هر چه خواستی گفتی که می دانی چو شیری خفته باشد زوزه از کفتار می آید تو شاهین نیستی جوجه کلاغ روسیاه امشب صدای قار قارت از پس منقار می آید اگر مولای من خورشید عالم تاب هم باشد همیشه چشم خفاش از شب انکار می آید کجا از خوبی دلدار ما کم می کند چیزی اگر نامش به لبهای تو بی مقدار می آید قنوتی تازه می خواهد جهان لبریز از رحمت که از آواز تو بوی عذاب النار می آید بیا با غیرت ما روبرو شو گرچه می دانم همیشه تیغ نامرد از پس دیوار می آید توشاید گرم خواندن هستی و هرگز نمی دانی صدایت از گلوی سرد استکبار می آید تو را شمشیر نه اندازه یک میخ می بینم برای زخم بر پهلو زدن مسمار می آید نمک بر زخمهای شیعه می پاشی ولی باشد غروب جمعه را هشدار روزی یار می آید می آید آفتاب ما دلیل آفتاب آری جهان با این بزرگی پیش چشمت تار می آید ! دل اگرخداشناسی همه دررخ علی بین به علی شناختم من به خداقسم خدارا
وهابی هافکرمی کنن که درقله ایمان قراردارن وکسی بیشترازاونابه خدانزدیک نیست!
مگه توی آیه الکرسی نمی خونن که هیچ اجباری دردین نیست پس همه آزادن هردین ومذهبی
روانتخاب کنن.اگرمامشرک باشیم خداوندخودش روزقیامت محاکمه مون میکنه ولی اگه توسل
شرکه پس اولین انسان، مشرک بود!چون حضرت آدم که خواست توبه کنه خداقبول نکردواول
یک سری نام هاروبهش یاددادبعدگفت به واسطه این نام هامیبخشمت.اصلاعین آیه قرآنه که به
کسانی خاص که خداتعیین فرموده توسل کنید.تنهاکاری که ازدست مابرمیادفقط دعاست .من
واقعاهرچی بیشتربه وهابی هانگاه میکنم بیشتربه امام حسین وقیامش ایمان میارم چون به قول
خودشونم ایناهمون نواده های معاویه ویزیدن..روزی هزاربارلعنت خدابراونا.
برای تسکین این دردشایدبهترین کاراینه که خودمونوبه دریای قدرت خداوندبسپریم وگهگاهی
سوره حشرروتلاوت کنیم....




این شب از چنان اهمیتی برخوردار است که هم ردیف و هم پای شبهای قدر قرار دارد و از این موقعیت می توان چون شبهای قدر ماه مبارک رمضان، برای کسب خیرات و برکات معنوی بهره برد و نهایت تلاش را برای کسب فیض داشت


به بچه خفاشی که به ساحت امامان مظلوم شیعه اهانت کرد

| Design By : Pichak |





